مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
نوید آهنگری؛ اسما یاوری
چکیده
زیرساخت سبز و خدمات اکوسیستم بهعنوان مفاهیمی با ظرفیت ارتقای برنامهریزی محیطی در مناطق شهری مطرح هستند، زیرا درک جامعتری از روابط پیچیده و پویای نظامهای اجتماعی-بومشناختی ارائه میدهند.این پژوهش با هدف فراتحلیل نقش زیرساختهای سبز بر پایداری خدمات اکوسیستم شهری در کلانشهر تهران انجام شده است. روش پژوهش، کاربردی و توصیفی-تحلیلی ...
بیشتر
زیرساخت سبز و خدمات اکوسیستم بهعنوان مفاهیمی با ظرفیت ارتقای برنامهریزی محیطی در مناطق شهری مطرح هستند، زیرا درک جامعتری از روابط پیچیده و پویای نظامهای اجتماعی-بومشناختی ارائه میدهند.این پژوهش با هدف فراتحلیل نقش زیرساختهای سبز بر پایداری خدمات اکوسیستم شهری در کلانشهر تهران انجام شده است. روش پژوهش، کاربردی و توصیفی-تحلیلی و بهصورت ترکیبی از مرور نظاممند و تحلیل مسیر است.مرور نظاممند با تحلیل کتابسنجی مقالههای مرتبط طی سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲4 با استفاده از نرمافزار VOSviewer انجام شد. در بخش تحلیل مسیر، از نرمافزار SMARTPLS استفاده گردید. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه زیرساختهای سبز و خدمات اکوسیستم شهری بوده که با نمونهگیری هدفمند به روش کوکران، ۹۶ نفر انتخاب شدند. نتایج مرور نظاممند نشان داد که روند زمانی انتشار مقالات از ۱۹۹۵ تا ۲۰۲4 بیانگر رشد چشمگیر توجه به زیرساخت سبز، خدمات اکوسیستم و مسائل شهری، بهویژه پس از ۲۰۰۵ است. تحلیل همنویسندگی کشورها نیز نشاندهنده رهبری علمی آمریکا، آلمان و بریتانیا در این حوزههاست؛ در حالی که واژههای کلیدی خدمات اکوسیستم و زیرساخت سبز، محور اصلی مطالعات علمی به شمار میروند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد همه مسیرهای اثرگذاری زیرساخت سبز بر خدمات اکوسیستم شهری در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادارند؛ ضریب معناداری شبکهسازی فضایی 170/5، کارکردهای چندگانه 183/2، برنامهریزی راهبردی 177/3، کیفیت اکولوژیکی 546/2، پیوند با رفاه انسانی 555/2 و زیرساخت سبز شهری 441/5 است. بنابراین، با توجه به نقش مهم زیرساختهای سبز در پایداری خدمات اکوسیستم شهری، سیاستگذاران باید به توسعه و تقویت این زیرساختها در راستای ایجاد شهرهای پایدارتر توجه ویژه داشته باشند
مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
علی زینالی عظیم؛ علی آذر؛ سهیلا حمیدزاده خیاوی
چکیده
با رشد سریع جمعیت شهری شهرها با چالشهای متعددی از جمله افزایش جرم و خشونت در فضاهای شهری مواجهاند. در این میان، شهر هوشمند به عنوان راهبردی برای ارتقای امنیت فضاهای شهری مطرح شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل عوامل موثر بر کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران با رویکرد شهر هوشمند است. روش تحقیق بصورت توصیفی – تحلیلی میباشد. ...
بیشتر
با رشد سریع جمعیت شهری شهرها با چالشهای متعددی از جمله افزایش جرم و خشونت در فضاهای شهری مواجهاند. در این میان، شهر هوشمند به عنوان راهبردی برای ارتقای امنیت فضاهای شهری مطرح شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل عوامل موثر بر کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران با رویکرد شهر هوشمند است. روش تحقیق بصورت توصیفی – تحلیلی میباشد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل جمعیت شهر تهران که برابر با ۹۰۳۹۰۰۰ نفر است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل یافتهها، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی نشان میدهد از بین تمام شاخصهای مورد بررسی، نورپردازی هوشمند با بار عاملی استاندارد 0.87 و نظارت هوشمند با بارعاملی 0.84 بیشترین اثرگذاری نسبت به سایر متغیرها در کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران داشتهاند و شاخص مدیریت حمل و نقل عمومی با بار عاملی استاندارد شده 0.70 در زمینه کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری تهران کمترین میزان اثرگذاری داشته است. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که عامل اصلی امنیت در فضاهای عمومی با اثر کل 1.02 بیشترین و آموزش و مشارکت شهروندان در امنیت با اثر کل 0.86 کمترین میزان اثرگذاری در کاهش جرم و خشونت در فضاهای شهری شهر تهران داشتهاند. این تحقیق نشان داد که شهر هوشمند فضاهای شهری بهویژه با تمرکز بر نورپردازی و نظارت هوشمند میتواند تأثیر بسزایی در کاهش جرم و خشونت داشته باشد.
مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
شریفه سرگلزایی؛ جواد علایی مقدم
چکیده
یکی از چالشهای برنامهریزان شهری در عصر حاضر، ارزیابی کیفیت زندگی در شهرهای جدید از دیدگاه ابعاد اجتماعی و فرهنگی است تا بر اساس آن بتوانند چشمانداز روشنی از توسعه اجتماعی و فرهنگی شهر ترسیم نمایند. سطحبندی کیفیت زندگی، ابزاری جهت برنامهریزی کارآمدتر این شهرها فراهم میکند، لذا این پژوهش با هدف مدلسازی ارزیابی کیفیت زندگی ...
بیشتر
یکی از چالشهای برنامهریزان شهری در عصر حاضر، ارزیابی کیفیت زندگی در شهرهای جدید از دیدگاه ابعاد اجتماعی و فرهنگی است تا بر اساس آن بتوانند چشمانداز روشنی از توسعه اجتماعی و فرهنگی شهر ترسیم نمایند. سطحبندی کیفیت زندگی، ابزاری جهت برنامهریزی کارآمدتر این شهرها فراهم میکند، لذا این پژوهش با هدف مدلسازی ارزیابی کیفیت زندگی در شهرهایجدید از بعد اجتماعی و فرهنگی بر اساس هرم مازلو صورت گرفته و شهرجدید رامشار را به عنوان نمونهموردی برگزیده است. برای آزمون سازههای مستخرج از مبانی نظری و مدل مفهومی پژوهش، نخست، با مقایسه تطبیقی مدل مفهومی و سطوح هرم مازلو، سطحبندی کیفیت زندگی در شهرهای جدید صورت گرفت. بدینترتیب مدل اولیه ارزیابی کیفیت زندگی مطرح گردید. سپس مدل با دادههای حاصل از 127 پرسشنامه از ساکنان شهرجدید رامشار مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل سازهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی.ال.اس انجام شد. مدل نهایی به هفت سازه تأیید شده توسط ساکنین اشاره دارد که عبارتند از تغییر شرایط زندگی، امنیت اجتماعی، تناسب و سازگاری با الگوهای رفتاری، عدالت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، آسیبهای اجتماعی و وضعیت شغلی و اشتغال. با مقایسه دودویی با سطوح نیاز در هرم مازلو، سازههای شناسایی شده با سطوح پایینی هرممازلو تطابق بیشتری داشته، بنابراین سطح کیفیت زندگی در شهر جدیدرامشار به عنوان پایینترین سطح معرفی شد. این پژوهش نشان میدهد، MNQOLAM ابزاری کارآمد برای شناسایی سطح کیفیت زندگی در شهرهای جدید فراهم میآورد که امکان تعیین سطح نیازها و برنامههای لازم جهت ارتقا کیفیت زندگی را برای مدیران و شهرداران فراهم میسازد.
مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
ابراهیم شریف زاده اقدم؛ دانا علیزاده؛ مهتاب علی نژاد
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی کارکردهای اجتماعی–فرهنگی پارکهای شهری مشهد و شناسایی سازوکارهایی است که موجب تبدیل کارکردهای مثبت به پیامدهای آسیبزا شدهاند روش پژوهش: روششناسی پژوهش تلفیقی از مطالعه کیفی و ارزیابی تأثیرات اجتماعی (اتا) است. در مرحله کیفی، ۵۰ مصاحبه عمیق با مطلعان، نخبگان محلی و ذینفعان انجام شد در مرحله دوم، ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی کارکردهای اجتماعی–فرهنگی پارکهای شهری مشهد و شناسایی سازوکارهایی است که موجب تبدیل کارکردهای مثبت به پیامدهای آسیبزا شدهاند روش پژوهش: روششناسی پژوهش تلفیقی از مطالعه کیفی و ارزیابی تأثیرات اجتماعی (اتا) است. در مرحله کیفی، ۵۰ مصاحبه عمیق با مطلعان، نخبگان محلی و ذینفعان انجام شد در مرحله دوم، روش اتا برای تحلیل پیامدهای مثبت و منفی ناشی از طراحی، مدیریت و کاربری فضاهای سبز به کار گرفته شد.نتایج: یافتهها نشان میدهد بوستانها و فضاهای سبز شهری در معرض تأثیرات منفی اجتماعی قرار دارند بهگونهای که به میزان قابل توجهی بهصورت کژکارکرد در مسیر جامعهپذیری و مشارکت اجتماعی، احساس تعلق و امکان بهرهبرداری شهروندان نسبت به فضای سبز را کاهش دادهاند، پدیدهی مرکزی، «کاهش اقبال عمومی» است که در چرخهای با «تزلزل امنیت اجتماعی»، «رهاشدگی ساختاری»، «ضعف اثربخشی همبستگی اجتماعی» و «فقدان شمولیت» بازتولید میشود. در مقابل، سه راهبردِ «قدرت بخشیدن به شادی جمعی»، «تعاملافزایی» و «تبعیضزدایی» با فعالسازی حس تعلق و مشارکت شهروندی، پیامدهای مثبتی چون «پاتوقزُدایی»، «تقویت باور جمعی» و «ارتقای کیفیت زندگی» را رقم میزنند.نتیجهگیری: نتیجهگیری پژوهش مؤید این امر هست که اگر بتوان از روابط قوی و در هم تنیده اجتماعات محلی و شهری در مدیریت مؤثر شهری و جوهره آن یعنی مشارکت محلی بهره گرفت، امکان مدیریت سامانمند و مطلوب شهری نیز فراهم میشود. خروجی، یک مدل مفهومیِ تبیینی و برنامهی اجرایی برای مدیریت شهری است که اولویتبندی مداخلات را متناسب با هویت محلی و عدالت فضایی پیشنهاد میکند.
مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
فائزه طاهری سرمد؛ مریم نویدی
چکیده
محله چنانی درشهر کرمانشاه نیازمند مداخلات هدفمند در راستای بازآفرینی شهری است.در این میان، بهرهگیری از رویکرد برنامهریزی اولویتدار امکان شناسایی مؤلفههای کلیدی مؤثر را فراهم سازد.هدف پژوهش حاضر، تحلیل و اولویتبندی مؤلفههای مؤثر بر بازآفرینی شهری محله چنانی، در چارچوب شش شاخص (کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی، کارکردی-خدماتی، ...
بیشتر
محله چنانی درشهر کرمانشاه نیازمند مداخلات هدفمند در راستای بازآفرینی شهری است.در این میان، بهرهگیری از رویکرد برنامهریزی اولویتدار امکان شناسایی مؤلفههای کلیدی مؤثر را فراهم سازد.هدف پژوهش حاضر، تحلیل و اولویتبندی مؤلفههای مؤثر بر بازآفرینی شهری محله چنانی، در چارچوب شش شاخص (کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی، کارکردی-خدماتی، اقتصادی، مدیریتی و زیستمحیطی) است. روش پژوهش از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر شیوه، توصیفی-تحلیلی است که دربخش نظری از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانهای بهره گیری شد.سپس گویههای پژوهش براساس شش شاخص بازآفرینی مورد سنجش قرار میگیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی، پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه میباشد. جامعه آماری شامل ساکنان محله چنانی و حجم نمونه طبق محاسبه و جدول مورگان برابر با 278 نفر انتخاب شده است. ضریب آلفا کرونباخ برای سؤالات پژوهش 823/0 محاسبه شده که نمایانگر پایایی پرسشنامه میباشد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری شامل آزمون t تک نمونهای و آزمون فریدمن برای سنجش وضعیت موجود و رتبهبندی متغیرها، و از آزمونهای تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و ماتریس همبستگی برای کاهش ابعاد، بررسی روابط بین متغیرها و میزان تأثیرگذاری آنها استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که در وضعیت موجود محله چنانی، شاخص خدماتی-کارکردی، اقتصادی و زیست-محیطی بالاترین رتبه را در ارتقای وضعیت محله داشتهاند.تحلیل عاملی اکتشافی هشت عامل مؤثر را با مجموع واریانس تبیین شده 92/69 درصد استخراج کرد که در این میان، عامل اول (خدماتی-کالبدی) با بارهای عاملی بالا برای متغیرهای مرتبط با زیرساختهای شهری، فضاهای سبز، خدمات امنیتی، آموزشی-رفاهی و کیفیت معماری بهعنوان مؤثرترین عامل برای برنامهریزی اولویتدارشناسایی شد.
مقاله علمی و پژوهشی
برنامه ریزی شهری
نرگس محمودی؛ اکبر محمدی
چکیده
توسعه نامتوازن و نامتعادل سازمان فضایی شهری، امکان بهرهمندی شهروندان از عدالت مکانی را سلب کرده است. پژوهش حاضر با انتخاب شهر قزوین به عنوان مطالعه موردی پژوهش در پی آن است تا با شناسایی عوامل کلیدی موثر بر پیجویی عدالت مکانی در سازمان فضایی شهری به ارائه راهکارهای باززندهسازی آن بپردازد. در این راستا، ابتدا 41 شاخص موثر بر عدالت ...
بیشتر
توسعه نامتوازن و نامتعادل سازمان فضایی شهری، امکان بهرهمندی شهروندان از عدالت مکانی را سلب کرده است. پژوهش حاضر با انتخاب شهر قزوین به عنوان مطالعه موردی پژوهش در پی آن است تا با شناسایی عوامل کلیدی موثر بر پیجویی عدالت مکانی در سازمان فضایی شهری به ارائه راهکارهای باززندهسازی آن بپردازد. در این راستا، ابتدا 41 شاخص موثر بر عدالت مکانی در سازمان فضایی شهری از مطالعات اسنادی استخراج شدند. سپس، با بهرهمندی از نظرات تیم دلفی، استفاده از تکنیک تحلیل ساختاری و نرمافزار میکمک، عوامل کلیدی یادشده، استخراج شدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که «ایجاد تعادل میان نظام اسکان و جمعیت در محلههای شهری»، «توسعه فضاهای عمومی همهشمول برای گروههای مختلف سنی و جنسی»، «توسعه زیرساختهای پیشرفته حملونقل درون و برون شهری»، «سازمانیابی فضا با برنامهریزی مشارکتی»، «توسعه مسکن قابل استطاعت مختلط»، «تعدد گونههای اشتغال در سطح مناطق شهر»، «کاربست فناوریهای نوین» و «بهرهمندی از فرصتهای سرمایهگذاری خصوصی در مناطق کمتر توسعه یافته» عوامل کلیدی موثر بر سازمان فضایی شهری با تاکید بر عدالت مکانی هستند. نتایج پژوهش نشان میدهد که برقراری عدالت فضایی در سازمان فضایی شهری نیازمند توجه به خواست گروههای مختلف اجتماعی از سویی و پراکنش متعادل انواع کاربریها از سوی دیگر است که این امر با استفاده از مشارکت شهروندان در سازمانیابی فضایی میسر میشود.