جغرافیا و برنامه ریزی شهری
هادی حکیمی؛ رسول قربانی؛ عارف قره خان نژاد
چکیده
محلات اسکان غیر رسمی بهعنوان پیامدمستقیم ناپایداری توسعه شهری وناتوانی سیاستهای مسکن درتأمین نیازهای اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر شکل گرفتهاند.این محلات که غالباً فاقدبرنامهریزی لازم هستند،با چالشهای متعددی ازجمله اشتغال غیررسمی، انزوای اجتماعی وپایین بودن استانداردهای زندگی مواجه میباشند.دراین میان،حس تعلق مکانی ...
بیشتر
محلات اسکان غیر رسمی بهعنوان پیامدمستقیم ناپایداری توسعه شهری وناتوانی سیاستهای مسکن درتأمین نیازهای اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر شکل گرفتهاند.این محلات که غالباً فاقدبرنامهریزی لازم هستند،با چالشهای متعددی ازجمله اشتغال غیررسمی، انزوای اجتماعی وپایین بودن استانداردهای زندگی مواجه میباشند.دراین میان،حس تعلق مکانی ساکنان میتواندنقش تعیینکنندهای درکاهش یاتشدیدآسیبهای اجتماعی و اقتصادی ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش انجام یک مقایسه تطبیقی در رابطه بین ابعاد مختلف حس تعلق مکانی (شامل ابعاد کالبدی، اجتماعی و روانشناختی) و میزان آسیبهای اجتماعی-اقتصادی درنمونههایی ازمحلات اسکان غیررسمی شهر تبریز بود. روش پژوهش بهکار گرفته شده از نوع توصیفی-همبستگی و با هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان بالای ۱۵ سال در محلات منتخب اسکان غیر رسمی تبریزتشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، تعداد ۳۸۴ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل دو پرسشنامه محققساخته بود: پرسشنامه سنجش آسیبهای اجتماعی-اقتصادی و پرسشنامه ارزیابی حس تعلق مکانی. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری ازنرمافزار SPSS و از طریق اجرای آزمونهای آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه موردتحلیل قرارگرفت. یافتههای پژوهش رابطه آماری معناداری را بین ابعاد حس تعلق مکانی و سطح آسیبهای موجود در محلات نشان داد. بهطوریکه بعد کالبدی-مکانی بُعد مکانی (β=0/543) بیشترین و بُعد روانشناختی (β=0/109) کمترین تأثیر را داشتند. در مجموع، این سه بعد حدود ۷۳ درصد از واریانس آسیبهای اجتماعی-اقتصادی را تبیین نمودند. نتیجهگیری کلی پژوهش حاکی از آن است که تقویت و ارتقای حس تعلق مکانی در میان ساکنان، بهویژه از طریق بعد کالبدی و فیزیکی فضا، میتواند بهعنوان یک راهبرد مؤثر درکاهش آسیبهای اجتماعی-اقتصادی عمل کند
برنامه ریزی شهری
فیروز جعفری؛ شهریور روستایی؛ احمد کریمی
چکیده
بازآفرینی شهری به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توسعه شهری پایدار، به بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابریهای اجتماعی، ارتقاء پایداری محیطی و توسعه اقتصادی مناطق شهری میپردازد. این مقاله به تحلیل بنیانهای نظری بازآفرینی شهری و ارائه یک الگوی بهینه برای بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری در شهرهای ایران اختصاص دارد. با بهرهگیری ...
بیشتر
بازآفرینی شهری به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توسعه شهری پایدار، به بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابریهای اجتماعی، ارتقاء پایداری محیطی و توسعه اقتصادی مناطق شهری میپردازد. این مقاله به تحلیل بنیانهای نظری بازآفرینی شهری و ارائه یک الگوی بهینه برای بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری در شهرهای ایران اختصاص دارد. با بهرهگیری از نظریههای تولید فضا و نئولیبرالیسم هنجاری، مفاهیم پیچیده بازآفرینی شهری مورد بررسی قرار گرفته و نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در شکلدهی به فضاهای شهری تبیین شده است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و براساس ماهیت و روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است. نظریات مطرح در این زمینه گردآوری و مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که نظریه تولید فضا و نئولیبرالیسم هنجاری از نظریه های غالب در مطالعه بازآفرینی شهری هستند. تحلیل و طبقه بندی نظریات نشان داد که نظریات مطرح در این زمینه به هفت گروه اجتماعی-اقتصادی، محیطی، فرهنگی-تاریخی، مدیریت شهری، اقتصادی، فضایی-کالبدی و امنیت شهری تقسیم می شوند. هرکدام از این نظریات به تحلیل و پوشش ابعادی از بازآفرینی شهری می پردازند. درنهایت براساس نگاه سیستمی به ارایه الگوی پیشنهادی برای بازآفرینی شهری در ایران پرداخته شد. در این الگو نظریات مطرح شده در قالب ابعاد هفت گانه براساس شرایط و مختصات مکان مورد مطالعه نیاز به تعدیل دارند تا پیاده سازی طرح های بازآفرینی شهری منطبق بر اصل جهانی فکر کن و محلی عمل کن، باشد. این الگو می تواند برای توسعه شهری در ایران مورد استفاده قرار گیرد.
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
محمدرضا پورمحمدی؛ مهری سعادت جو
چکیده
طرح مسئله: در مناطق شهری، مفهوم زیرساخت سبز به عنوان وسیلهای برای ارتقای کیفیت زندگی و رفاه ساکنان برجسته شده است. زیرساخت سبز به شبکهای از فضاهای سبز به همپیوسته اشاره دارد که خدمات اکوسیستمی متعددی را ارائه میکنند. با ادغام زیرساختهای سبز در برنامهریزی شهری، شهرها میتوانند اثرات نامطلوب شهرنشینی را کاهش دهند و در عین ...
بیشتر
طرح مسئله: در مناطق شهری، مفهوم زیرساخت سبز به عنوان وسیلهای برای ارتقای کیفیت زندگی و رفاه ساکنان برجسته شده است. زیرساخت سبز به شبکهای از فضاهای سبز به همپیوسته اشاره دارد که خدمات اکوسیستمی متعددی را ارائه میکنند. با ادغام زیرساختهای سبز در برنامهریزی شهری، شهرها میتوانند اثرات نامطلوب شهرنشینی را کاهش دهند و در عین حال زیستپذیری و پایداری محیط شهری را بهبود بخشند. برای دستیابی به توسعه پایدار از طریق فضاهای سبز، اولویت قرار دادن آنها در فرآیندهای برنامهریزی شهری ضروری است. هدف پژوهش: در نظر گرفتن توزیع عادلانه فضاهای سبز، اطمینان از دسترسی برای همه اعضای جامعه، و طراحی فضاهای چند منظوره است که نیازهای مختلف را برآورده میکند. علاوه بر این، شیوههای مدیریت پایدار، مانند حفاظت از آب، استفاده از گونههای گیاهی بومی و مشارکت جامعه، برای حفظ و نگهداری طولانیمدت فضاهای سبز حیاتی هستند. روش پژوهش: از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی با اهدف کاربردی بوده روش تحقیق به صورت تهیه پرسشنامه و دادههای استخراجشده از نرمافزارGIS و با بهرهگیری از تحلیل سلسله مراتبی (AHP) صورت گرفت. نتایج پژوهش: برمبنای تحلیل 4 معیار اصلی و 9 زیرمعیار اثرگذار، نتایج نشاندهنده اهمیت گزینههای افزایش تعاملات اجتماعی، کاهش آلودگیهای زیستمحیطی و آموزش و پرورش جسم و ذهن به همراه افزایش تراکم به ترتیب با امتیازات 0.173، 0.161 و 0.139، برحسب اولویت انتخاب و براساس آنها برنامهریزیهایی برای بهبود فضاهای سبز منطقه 10 کلانشهر تبریز پیشنهاد شده است.
برنامه ریزی شهری
مهدی خداداد
چکیده
بافتهای فرسوده مناطق شهری نسبت به سایر مناطق شهری آسیبپذیرتر میباشند چراکه، تعداد بالای ساکنین آن، سیستم نامناسب دفع فاضلاب و زبالههای شهری، نحوه ارتباطلات و دسترسی ضعیف، وجود خدمات زیربنایی و خدماتی بسیار کم و همچنین وجود ناامنی در برخی از این مناطق به علت شکلگیری گتوهای فقر، پرداختن به امر ارزیابی و تحلیل کیفیت زندگی در ...
بیشتر
بافتهای فرسوده مناطق شهری نسبت به سایر مناطق شهری آسیبپذیرتر میباشند چراکه، تعداد بالای ساکنین آن، سیستم نامناسب دفع فاضلاب و زبالههای شهری، نحوه ارتباطلات و دسترسی ضعیف، وجود خدمات زیربنایی و خدماتی بسیار کم و همچنین وجود ناامنی در برخی از این مناطق به علت شکلگیری گتوهای فقر، پرداختن به امر ارزیابی و تحلیل کیفیت زندگی در این مناطق امری انکارناپذیر است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی رضایتمندی ساکنان بافتهای فرسوده شهر گرگان از شاخصهای کیفیت زندگی میباشد. جهت انجام این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و پیمایشی استفاده شده است همچنین جامعه آماری مورد مطالعه، ساکنین بافتهای فرسوده شهر گرگان می-باشند که با استفاده از روش کوکران 480 نمونه انتخاب و پرسشنامه بهصورت تصادفی ساده بین آنها توزیع شده است که برای قضاوتی صحیح از 22 شاخص در سه بُعد کالبدی- زیستمحیطی، اجتماعی- اقتصادی و عملکردی- ساختاری استفاده شده است که مؤلفههای موردنظر، از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای حاصل از پرسشنامه نشان میدهد که میزان رضایت ساکنان این بافتها در سطح متوسط میباشد.