نوع مقاله : مقاله علمی و پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار موسسه آموزش عالی نبی اکرم (ص)،تبریز،ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری موسسه آموزش عالی نبی اکرم (ص)
چکیده
اوتیسم یک اختلال طیفِ رشدی است که پردازش حسی و تعاملات اجتماعی را دستخوش تغییر میسازد. این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفههای محیطیِ فضاهای معماری بهویژه در محیطهای آموزشی/ درمانی بر ارتقای مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به اوتیسم میپردازد. هدف اصلی تعیین آن دسته از مؤلفههای محیطی است که بیشترین همبستگی را با شاخصهای مهارتی اجتماعی شامل بازیدرمانی، هنردرمانی، فعالیتهای فردی و جمعی و حضور در فضاهای اجتماعی نشان میدهند. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است؛ دادهها از طریق پرسشنامهای ۳۸ سوالی میان مربیان سه مرکز آموزشی اوتیسم در تبریز جمعآوری شد. روایی محتوا با نظرخبرگان و پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 87.0 تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی (اسپیرمن و پیرسون) در نرمافزار SPSS انجام شد. یافتهها نشان دادند که مؤلفههایی همچون رنگ، بافت و مصالح، فضای سبز و طبیعت، نور طبیعی، انعطافپذیری فضا، آکوستیک مناسب، حریم و فضای شخصی، ایمنی و خوانایی فضا به ترتیب بیشترین تأثیر را بر ارتقای مهارتهای اجتماعی از طریق مکانیسمهای واسطهای و رفتارهای تعاملی دارند. نتایج پژوهش بر ضرورت تلفیق اصول طراحی معمارانه حساسبهحواس و طراحی درمانمحور در فضاهای آموزشی و شهری تاکید دارد.
تازه های تحقیق
طراحی فضاهای معماریِ ویژه کودکان اوتیسم باید بهصورت یکپارچه چند مؤلفه محیطی را تنظیم کند؛ تمرکز صرف بر یک عنصر مثلاً تنها آکوستیک یا تنها فضای سبز کافی نیست. این پژوهش تأکید دارد که مؤلفههای معماری از طریق مکانیزمهای واسطهای به رفتارهای تعاملی و نهایتاً به ارتقای مهارتهای اجتماعی کودکان اوتیسم منتهی میشود. پیشنهاد میشود که طراحان شهری و معماران، استانداردهای خاصی را برای ایجاد محیطهای دوستانه و فراگیر برای کودکان مبتلا به اوتیسم تدوین کنند.
با توجه به سوال اصلی تحقیق عوامل محیطی که میتوانند بر مهارتهای اجتماعی کودکان اوتیسم تأثیر بگذارند شامل موارد زیر هستند:
- خوانایی و مسیرهای واضح: فضاهای معماری باید ساده و سازمانیافته باشند تا کودکان اوتیسم بتوانند به راحتی محیط را درک کنند.
- ایمنی و امنیت: محیط باید امن باشد تا کودکان بدون نگرانی بتوانند در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنند.
- نور، بافت، مصالح و رنگ آمیزی: طراحی محیط باید تحریکات حسی مناسب مانند نور، صدا و بافت را فراهم کند و از تحریکات بیش از حد که ممکن است باعث اضطراب شود، جلوگیری کند.
- طبیعت و فضای سبز: وجود فضاهای تعاملی مانند زمینهای بازی یا باغهای عمومی که کودکان بتوانند در آنها تعامل کنند.
-
- انعطاف پذیری: امکاناتی برای حمایت از کودکان با نیازهای خاص مانند رمپ، مسیرهای مشخص و تجهیزات بازی قابل تنظیم.
- حریم و فضای شخصی: مکانهایی برای استراحت که کودک در صورت اضطراب یا خستگی بتواند به آنها پناه ببرد.
- آکوستیک فضاو کنترل نویز: فضاهای کنترل شده جهت تسهیل درک گفتار برای تعامل اجتماعی کودکان اوتیسم.
همچنین رفتارهای تعاملی که میتواند در فضاهای معماری ارتقا یابند شامل موارد زیر هستند:
- فعالیتهای فردی و جمعی: توانایی برقراری ارتباط با کودکان دیگر از طریق بازیهای گروهی.
- بازی درمانی: شرکت در فعالیتهای گروهی مانند مسابقات یا پروژههای مشارکتی.
- هنر درمانی: یادگیری شناسایی احساسات دیگران و واکنش مناسب به آنها.
- تعاملات کلامی و غیرکلامی: فضاهای طراحیشده کودکان را برای تعاملات کلامی و غیر کلامی و ارتباط با دیگران ترغیب میکنند.
- افزایش فرصتهای تعامل: محیطهای طراحیشده به شکلی که کودکان تشویق به تعامل شوند، میتوانند مهارتهای اجتماعی را تقویت کنند.
- کاهش اضطراب: محیطهایی که از تحریک بیش از حد جلوگیری میکنند، احساس آرامش را در کودکان اوتیسم تقویت کرده و آنها را برای تعاملات اجتماعی آمادهتر میکنند.
- تقویت یادگیری طبیعی: فضاهای معماری بهعنوان محیطهای طبیعی یادگیری اجتماعی عمل میکنند و به کودکان فرصت میدهند مهارتهای اجتماعی را از طریق مشاهده و تجربه تقویت کنند.
- افزایش حس استقلال: دسترسی به امکانات و فضاهای مناسب، احساس استقلال و توانایی مدیریت تعاملات اجتماعی را بهبود میبخشد.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
The Impact of Environmental Components on Enhancing Social Skills of Children with Autism in Architectural Spaces (Case Study: Autism Education Centers in Tabriz)
نویسندگان [English]
- Shiva velayati 1
- Sevil Rezaei Tabrizi 2
- Pedram Yarahmadi 2
1 Assistant Professor University Collage Of Nabi Akram
2 Graduated from the Master of Architecture of Nabi Akram Institute of Higher Education
چکیده [English]
Autism is a developmental spectrum disorder that alters sensory processing and social interactions. This study investigates the impact of environmental components in architectural spaces particularly educational and therapeutic environments on enhancing the social skills of children with autism. The main objective is to identify those environmental factors most strongly correlated with social skill indicators, including play therapy, art therapy, individual and group activities, and participation in social spaces. The research employs a descriptive–analytical method. Data were collected through a 38-item questionnaire administered to instructors across three autism education centers in Tabriz (Pouyesh, Raha, and Autism House). Content validity was confirmed by expert judgment, and the reliability of the questionnaire was verified with a Cronbach’s alpha of 0.87. Data analysis was conducted using correlation tests (Spearman and Pearson) in SPSS.Findings revealed that components such as color schemes, textures and materials, greenery and natural elements, natural lighting, spatial flexibility, acoustic quality, personal space and privacy, safety, and spatial legibility, respectively, exert the greatest influence on social skill indicators. The results underscore the necessity of integrating sensory-sensitive design principles and therapeutic-oriented design strategies into educational and urban spaces.
کلیدواژهها [English]
- Architectural design
- Environmental components
- Children with autism
- Social skills
- Tabriz
اوتیسم یک اختلال طیفِ رشدی است که پردازش حسی و تعاملات اجتماعی را دستخوش تغییر میسازد. این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفههای محیطیِ فضاهای معماری بهویژه در محیطهای آموزشی/ درمانی بر ارتقای مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به اوتیسم میپردازد. هدف اصلی تعیین آن دسته از مؤلفههای محیطی است که بیشترین همبستگی را با شاخصهای مهارتی اجتماعی شامل بازیدرمانی، هنردرمانی، فعالیتهای فردی و جمعی و حضور در فضاهای اجتماعی نشان میدهند. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است؛ دادهها از طریق پرسشنامهای ۳۸ سوالی میان مربیان سه مرکز آموزشی اوتیسم در تبریز جمعآوری شد. روایی محتوا با نظرخبرگان و پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 87/0 تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی (اسپیرمن و پیرسون) در نرمافزار SPSS انجام شد. یافتهها نشان دادند که مؤلفههایی همچون رنگ، بافت و مصالح، فضای سبز و طبیعت، نور طبیعی، انعطافپذیری فضا، آکوستیک مناسب، حریم و فضای شخصی، ایمنی و خوانایی فضا به ترتیب بیشترین تأثیر را بر ارتقای مهارتهای اجتماعی از طریق مکانیسمهای واسطهای و رفتارهای تعاملی دارند. نتایج پژوهش بر ضرورت تلفیق اصول طراحی معمارانه حساسبهحواس و طراحی درمانمحور در فضاهای آموزشی و شهری تاکید دارد.