طراحی شهری
مانا وحیدبافنده؛ محمدرضا پورجعفر؛ مجتبی رفیعیان
چکیده
یک محیط شهری مطلوب میتواند به مردم احساس راحتی و آسایش بدهد و به ترویج احساسات مثبت عمومی کمک کند. با این حال، در روند توسعه سریع شهری، محیط شهری پرتراکم و پربار، تنش و اضطراب ذهنی مردم را برانگیخته و به احساسات منفی کمک کرده است. با این حال، واقعیت این است که فقدان اطلاعات مفید در مورد رابطه بین محیطهای شهری چند بعدی و احساسات مانع ...
بیشتر
یک محیط شهری مطلوب میتواند به مردم احساس راحتی و آسایش بدهد و به ترویج احساسات مثبت عمومی کمک کند. با این حال، در روند توسعه سریع شهری، محیط شهری پرتراکم و پربار، تنش و اضطراب ذهنی مردم را برانگیخته و به احساسات منفی کمک کرده است. با این حال، واقعیت این است که فقدان اطلاعات مفید در مورد رابطه بین محیطهای شهری چند بعدی و احساسات مانع از پیشرفت به سمت درک اینکه کدام عناصر در شهرها بر احساسات عمومی تأثیر میگذارند و چگونه میتوان محیط ساختهشده شهری را برای ساخت فضاهای شهری انسانی بهبود بخشید. مسئله مهمی که در برنامهریزی و طراحی شهری معمولاً به احساسات شهروندان توجه نمیشود، عدم در نظر گرفتن ارتباط عمیق بین فضاهای شهری و احساسات روزمره مردم است که میتواند منجر به ایجاد شهرهایی با فضاهای بیرنگ و بیروح شود. هدف پژوهش تبیین و شناسایی محورهای غالب در تحقیقات مرتبط با لایه "احساسات شهری" با بهره گیری از ابزار مرور نظام مند و فراتحلیل میباشد. به منظور بررسی هدف پژوهش از روش فراتحلیل و مرور نظام مند استفاده شده است و مقالات علمی فارسی و انگلیسی جامعه آماری پژوهش را تشکیل داده است. جستجو ها به صورت دستی و مبتنی بر کلید واژه های مرتبط (احساسات، مطالعات شهری) و بر اساس نوع فرضیه مطرح شده حدود 2086 پژوهش شناسایی شده است. دستاورد نهایی این پژوهش چهارچوب نظری از ابعاد و مولفه های موثر بر شکل گیری احساسات در شهرها در جهت ارتقای کیفیت شهری آن ها میباشد.
طراحی شهری
الهام شهابی؛ یاسر شهبازی؛ آزیتا بلالی اسکویی
چکیده
انسان چه بهصورت فردی و چه بهصورت اجتماعی، فضایی برای خود میخواهند و مرزهایی تعریف میکند تا به حالت مطلوبی از آن دست یابد. قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم مینماید که فضای اطراف خود را ســاماندهی نموده و به آن هویت فردی یا جمعی دهد. ادراک مردم از نوع فضا بشدت تحت تأثیر چگونگی ساماندهی محیط کالبدی آن است. ...
بیشتر
انسان چه بهصورت فردی و چه بهصورت اجتماعی، فضایی برای خود میخواهند و مرزهایی تعریف میکند تا به حالت مطلوبی از آن دست یابد. قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم مینماید که فضای اطراف خود را ســاماندهی نموده و به آن هویت فردی یا جمعی دهد. ادراک مردم از نوع فضا بشدت تحت تأثیر چگونگی ساماندهی محیط کالبدی آن است. این ادراکات در فرهنگهای مختلف تفاوت دارند. این پژوهش با واکاوی قلمرو فضایی از نیازهای بنیادین فضا جهت حضور انسان و شکلگیری مکانی معنا دار به واکاوی شاخص فرهنگ به عنوان متغیر تعدیلگر در تمایز مطلوبیت قلمرو در فرهنگهای مختلف برای انسان پرداخت. مسئله اصلی تحقیق در این است که چگونه فرهنگ، تجربههای اجتماعی و ادراک فردی، خواست انسانها برای تشکیل قلمرو فضایی مطلوب و تعاملات حیات اجتماعی در محیطهای جمعی را هدایت میکند. ابتدا با بهرهگیری از مطالعات نظری و مفهومی، شاخصهای شکلگیری قلمرو فضایی استخراج شد، سپس این شاخصها در قالب یک مطالعه پیمایشی میان نمونهای از خردهفرهنگهای ایرانی سنجیده شد تا تفاوتها و الگوهای رفتاری مرتبط با مطلوبیت چگونگی شکلگیری قلمروفضایی برای انسان بررسی شود.تحلیل دادهها نشان داد که ابعاد فرهنگی و اجتماعی بیشترین تأثیر را بر خواستگاه شکلگیری قلمرو فضایی و رفتارهای بینفردی در محیطهای جمعی دارند.نتایج پژوهش نشان میدهد که طراحی و مدیریت فضاهای جمعی بدون درک تفاوتهای فرهنگی و ادراکی، امکان ایجاد قلمرو فضایی مطلوب و حیات اجتماعی را محدود میکند. عوامل فرهنگی و اجتماعی برای مطلوبیت شکلدهی فضاهای معنادار، تعاملمحور و کارآمد در محیطهای اجتماعی ضروری است.
طراحی شهری
عاطفه بابائی؛ رحیم هاشمپور؛ زینب عادلی
چکیده
در دهههای اخیر، رشد و گسترش شهرنشینی و توسعه شتابان شهرها، مشکلات و معضلات عدیدهای را برای فضاهای شهری همراه داشته است. این تاثیرات خصوصا در بافتهای تاریخی و مرکزی بسیار مشهود و ملموس بوده است . هدف از این پژوهش بازآفرینی محله دباغان به عنوان هسته تاریخی و اولیه شهر قزوین با تاکید بر ارتقای حس دلبستگی مکانی آن است. این محله علی ...
بیشتر
در دهههای اخیر، رشد و گسترش شهرنشینی و توسعه شتابان شهرها، مشکلات و معضلات عدیدهای را برای فضاهای شهری همراه داشته است. این تاثیرات خصوصا در بافتهای تاریخی و مرکزی بسیار مشهود و ملموس بوده است . هدف از این پژوهش بازآفرینی محله دباغان به عنوان هسته تاریخی و اولیه شهر قزوین با تاکید بر ارتقای حس دلبستگی مکانی آن است. این محله علی رغم ویژگیهای خاص معماری و شهرسازی، دچار ناکارآمدی کالبدی و عملکردی شدهاست. این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد کمی است. روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای، اسنادی، مطالعات میدانی و توزیع پرسشنامه است. با توجه به جمیت محله و بر اساس فرمول کوکران با ضریب اطمینان 95%، تعداد حجم نمونه برابر با 362 بدست آمده است. جهت تجزیه و تحلیل معناداری میانگین وزنی دادهها از آماره تست تی استفاده شدهاست. همچنین با بهرهگیری از تکنیک سوات کمی QSPM راهبردها تدوین و سپس اولویت بندی شدند. در این راستا، شاخصها و معیارهای موثر بر ارتقای حس دلبستگی مکانی از دل مرور ادبیات نظری شناسایی شد. پنج معیار فردی، اجتماعی- فرهنگی، محیط زیستی، اقتصادی و کالبدی- بصری تعریف و ذیل آنها شاخصهایی تعریف گردید. درنهایت راهبردهای ایجاد فضاهای باز عمومی سرزنده، برجسته سازی و احیای ابنیه تاریخی موجود در محله، ایجاد اختلاط کاربری با توسعه کاربریهای وابسته به زندگی روزمره و گردشگری، ایجاد مرکز محله و واحد همسایگی و توسعه فضای کسب و کار به ترتیب الویتبندی شدند و براساس آنها نقشه راهبردی محله و راهکارها جهت طراحی در محله دباغان ارائه شدند.
طراحی شهری
فاطمه صفارسبزوار
چکیده
سالخوردگی جمعیت یک نگرانی جهانی رو به رشد است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه مطالعات زیادی از دیدگاه جامعهشناسی، اقتصاد و سیاست عمومی به این موضوع پرداختهاند، اما سهم برنامهریزی و طراحی فضاهای شهری در شیوههای فرزندپروری همچنان ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه، شناسایی راهکارهای طراحی شهری است که میتوانند ...
بیشتر
سالخوردگی جمعیت یک نگرانی جهانی رو به رشد است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه مطالعات زیادی از دیدگاه جامعهشناسی، اقتصاد و سیاست عمومی به این موضوع پرداختهاند، اما سهم برنامهریزی و طراحی فضاهای شهری در شیوههای فرزندپروری همچنان ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه، شناسایی راهکارهای طراحی شهری است که میتوانند از فرزندپروری مثبت حمایت نمایند. برای دستیابی به هدف تحقیق از روش مدلسازی ساختاری (روش تحلیل عاملی تأییدی) استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش، والدین دارای فرزند در سنین 3 تا 12 سال، ساکن مناطق شهری مختلف میباشند و از روش نمونهگیری در دسترس با استفاده از مهدکودکها، مدارس ابتدایی و مراکز بهداشت شهری استفاده شده است. حجم نمونه در پژوهش حاضر نیز 390 نفر میباشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده و از نرمافزارهای SPSS22 و Smart PLS3 برای تحلیل دادهها استفاده شده است. مطابق با یافتههای پژوهش، (1) محیطهای سالم، جذاب و ایمن، که از طریق مداخلاتی مانند فضاهای بازی در دسترس، جذاب و رایگان برای کودکان حاصل میشود؛ (2) محیطهای یادگیری مثبت، که با ادغام یادگیری مبتنی بر بازی در بافتهای شهری روزمره و توسعه مناظر یادگیری بازیگوش در نزدیکی مناطق مسکونی تسهیل میشود؛ و (3) کاهش خستگی والدین، که توسط طراحی فضاهای عمومی فراگیر برای والدین و فرزندان و همچنین دسترسی بهتر به خدمات حمایتی و آموزش و اقداماتی از این قبیل پشتیبانی میشود، تأثیر معناداری در فرزندپروری مثبت دارند. این یافتهها ظرفیت طراحی شهری را برای حمایت از والدین در جهت فرزندپروری مثبت نشان میدهد.
طراحی شهری
شیوا ولایتی؛ سویل رضائی تبریزی؛ پدرام یاراحمدی
چکیده
اوتیسم یک اختلال طیفِ رشدی است که پردازش حسی و تعاملات اجتماعی را دستخوش تغییر میسازد. این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفههای محیطیِ فضاهای معماری بهویژه در محیطهای آموزشی/ درمانی بر ارتقای مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به اوتیسم میپردازد. هدف اصلی تعیین آن دسته از مؤلفههای محیطی است که بیشترین همبستگی را با شاخصهای مهارتی ...
بیشتر
اوتیسم یک اختلال طیفِ رشدی است که پردازش حسی و تعاملات اجتماعی را دستخوش تغییر میسازد. این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفههای محیطیِ فضاهای معماری بهویژه در محیطهای آموزشی/ درمانی بر ارتقای مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به اوتیسم میپردازد. هدف اصلی تعیین آن دسته از مؤلفههای محیطی است که بیشترین همبستگی را با شاخصهای مهارتی اجتماعی شامل بازیدرمانی، هنردرمانی، فعالیتهای فردی و جمعی و حضور در فضاهای اجتماعی نشان میدهند. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است؛ دادهها از طریق پرسشنامهای ۳۸ سوالی میان مربیان سه مرکز آموزشی اوتیسم در تبریز جمعآوری شد. روایی محتوا با نظرخبرگان و پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 87.0 تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی (اسپیرمن و پیرسون) در نرمافزار SPSS انجام شد. یافتهها نشان دادند که مؤلفههایی همچون رنگ، بافت و مصالح، فضای سبز و طبیعت، نور طبیعی، انعطافپذیری فضا، آکوستیک مناسب، حریم و فضای شخصی، ایمنی و خوانایی فضا به ترتیب بیشترین تأثیر را بر ارتقای مهارتهای اجتماعی از طریق مکانیسمهای واسطهای و رفتارهای تعاملی دارند. نتایج پژوهش بر ضرورت تلفیق اصول طراحی معمارانه حساسبهحواس و طراحی درمانمحور در فضاهای آموزشی و شهری تاکید دارد.
طراحی شهری
محمدتقی پیربابایی؛ عاطفه صداقتی؛ محمدرضا عزتی مهر
چکیده
توده و فضا به عنوان دو عنصر کلیدی در طراحیشهری، نقش مهمی در شکلگیری محیطهای ساخته شده ایفا میکنند. بااین-حال، در بسیاری از پروژههای مسکن مهر و ملی، به دلیل اولویتدهی به ساخت سریع و کمهزینه، کیفیت فضاهای عمومی و تعاملاتاجتماعی ساکنان نادیده گرفتهشدهاست. این پژوهش با بررسی نمونههای مختلف در شهرهای ایران نظیر سهند، ...
بیشتر
توده و فضا به عنوان دو عنصر کلیدی در طراحیشهری، نقش مهمی در شکلگیری محیطهای ساخته شده ایفا میکنند. بااین-حال، در بسیاری از پروژههای مسکن مهر و ملی، به دلیل اولویتدهی به ساخت سریع و کمهزینه، کیفیت فضاهای عمومی و تعاملاتاجتماعی ساکنان نادیده گرفتهشدهاست. این پژوهش با بررسی نمونههای مختلف در شهرهای ایران نظیر سهند، بجنورد، گلبهار، شیروان، رشت، پولادشهر و گلمان به دنبال شناسایی الگوهای غالب در سازماندهی تودهها و فضاها و تأثیر آنها بر کیفیت-زندگی ساکنان است. پژوهش حاضر به لحاظ روش یک مطالعهی تطبیقی میباشد. روش گردآوری اطلاعات بصورت مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی و پرسشنامه در بازه زمانی یکسان صورتگرفتهاست. تحلیل اطلاعات از طریق نرمافزارSPSS26 و با بهره از روش میانگین امتیازات و آزمون فریدمن، انجام شد. با توجه به نتایج بدست آمده، الگوی طراحی و ساخت طرحهای مسکن مهر و ملی در شهرهای مختلف ایران از یک چارچوب واحد تبعیت کردهاست. با توجه به سه مولفه کالبدی-فضایی، عملکردی و منظر-زیبایی نمونههای بررسیشده از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند. بهطوری که پولادشهر در مولفههای کالبدی-فضایی و منظر-زیبایی با کسب امتیازات 3.4 و 3.05 بیشترین امتیاز را دارد. شهر رشت نیز با کسب امتیاز 3.26 در مولفهی عملکردی دارای بیشترین امتیاز است. با توجه به نتایج نهایی بدستآمده، پولادشهر به نسبت سایر شهرهای مورد مطالعه بهترتیب در جایگاه اول و گلمان در رتبه آخر قرار گرفتهاست. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای بازنگری در سیاستهای طراحی و بهبود کیفیت فضایی پروژههای توسعه مسکن در ایران، مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی شهری
ناهیده رضائی؛ رحمت محمدزاده
چکیده
در طول صدها و شاید هزاران سال، انسانها در سراسر جهان، گرد هم میآمدند تا برای گذاران امور زندگی خود، بده و بستان کنند و از قِبَل آن کالا و خدمات مورد نیاز خود را تهیه نمایند. این فضاها که به «فضاهای تجاری» مرسوم شدند، اغلب به بخش جداییناپذیر مجتمعهای زیستی بدل گشتند. هدف این مطالعه نیز به بررسی تطبیقی فرمِ فضاهای تجاریِ غرب ...
بیشتر
در طول صدها و شاید هزاران سال، انسانها در سراسر جهان، گرد هم میآمدند تا برای گذاران امور زندگی خود، بده و بستان کنند و از قِبَل آن کالا و خدمات مورد نیاز خود را تهیه نمایند. این فضاها که به «فضاهای تجاری» مرسوم شدند، اغلب به بخش جداییناپذیر مجتمعهای زیستی بدل گشتند. هدف این مطالعه نیز به بررسی تطبیقی فرمِ فضاهای تجاریِ غرب و بازارهای سنتی شرق (خاورمیانه) در عصر کلاسیک میباشد که از نوع مطالعه تطبیقی و روش تحلیلی- توصیفی است. روش گردآوری دادهها نیز به-صورت کتابخانهای میباشد. یافتهها نشان میدهد، مفهوم بازار در غرب با آنچه که در خاورمیانه وجود داشت، تفاوت داشته و تنها در شرق و موکدا خاورمیانه است که بازار نقش استخوانبندی شهر را داشته و غالبا بهعنوان محرک اصلی در رشد و شکلگیری شهر و البته با معماری و فضای شهری درخور بوم، نقش ایفا نمودهاند. این بازارها نقش پررنگی در ارتباطات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس منطقهای و ملی داشته و برای شهروندان، از جمله آثار مهم برای ایجاد غنای حسی و تقویت تعلقخاطر محسوب میشده است. در مقابل، در نوع غربی، فضاهای تجاری در جوار ابنیه مهم دیگر در میدان مرکزی شهر و یا در امتداد خیایانهای اصلی شکل گرفته و دارای معماری غنی و چشماندازهای متنوع و ترکیب متجانس کاربریها بوده است. این فضاها علاوه بر تجارت و خرید و فروش محلی برای برگزاری گردهماییهای سیاسی و فستیوالها بوده و بنابر معماری همخوان با بستر و ارائه فعالیتهای متنوع در ایجاد حس تعلق افراد موثر بوده است
طراحی شهری
آزاده مهاجرمیلانی؛ هما عصارزاده
چکیده
پدیده شهرنشینی، تحولات گستردهای را در سطح شهرها رقم زد که غالباً همبستگی کافی با نیازهای اجتماعی ندارد. از این رو در چند دهه اخیر، برنامهریزی پیرامون بهبود تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری بعنوان نقطه عطفی در تحولات شهرسازی شناخته شدهاست. این پژوهش شناسایی زیرساختهای شهری پاسخگو به نیازهای عابر پیاده را بعنوان یکی از اساسیترین ...
بیشتر
پدیده شهرنشینی، تحولات گستردهای را در سطح شهرها رقم زد که غالباً همبستگی کافی با نیازهای اجتماعی ندارد. از این رو در چند دهه اخیر، برنامهریزی پیرامون بهبود تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری بعنوان نقطه عطفی در تحولات شهرسازی شناخته شدهاست. این پژوهش شناسایی زیرساختهای شهری پاسخگو به نیازهای عابر پیاده را بعنوان یکی از اساسیترین شیوههای برقراری ارتباطات اجتماعی ضروری دانست و در پاسخ به این پرسش که طراحی محیط چه تأثیری بر حرکت عابر پیاده در فضای شهری میگذارد، رویکردی ترکیبی از تحلیل نحوفضا و برداشت میدانی در نمونه موردی میدان تجریش تا میدان قدس انجامداد. این روش، تفسیر جامعی از تأثیر کالبد بر ادراک و رفتار حرکتی شهروندان ارائه میکند و منجر به شناسایی تغییرات کالبدی مناسب جهت بهبود قابل توجه تعاملات اجتماعی می-شود. نتایج تحلیلها نشان داد که حرکت عابر پیاده بهگونهای همسو با عناصر شاخص شهری جریان مییابد. همچنین، پیوستگی پیادهروها و ایجاد مناطق ایمن عبور عابر پیاده مؤلفههای کلیدی در درجه بعدی شناختهشدند. این پژوهش، ترکیب پوشش گیاهی با مسیرهای حرکتی را در افزایش جذابیت و تمایل برای راهرفتن مؤثر یافت و تأکید دارد که یکپارچهسازی مؤلفههای طبیعی و مصنوع در طراحی محیط شهری، نه تنها بهبود جریان حرکت پیاده و کیفیت فضاهای شهری را در پی دارد، بلکه بطور مستقیم بر افزایش تعاملات اجتماعی و پویایی فضاهای شهری مؤثر است. یافتههای این پژوهش میتواند به برنامهریزان و طراحان شهری کمک کند تا با درک بهتر از ارتباط بین طراحی محیط و رفتار اجتماعی، محیطهای شهری پویاتر و کارآمدتری را طراحی کنند.
طراحی شهری
مینا زادعابد شاقاجی؛ سارا سلیمانی
چکیده
بازارها بهعنوان فضاهای جمعی و عناصر حیاتی در ساختار شهری، نقش قابل توجهی در تداوم حیات اجتماعی-فرهنگی شهرها ایفا میکنند. دلبستگی به مکان، به عنوان عاملی کلیدی در افزایش رضایتمندی کاربران، وفاداری به فضا و تداوم حضور مخاطبان، نیازمندبررسی عمیق ابعاد تأثیرگذار است. این پژوهش با هدف سنجش ابعاد مؤثر بر دلبستگی به مکان در بازار قیصریه ...
بیشتر
بازارها بهعنوان فضاهای جمعی و عناصر حیاتی در ساختار شهری، نقش قابل توجهی در تداوم حیات اجتماعی-فرهنگی شهرها ایفا میکنند. دلبستگی به مکان، به عنوان عاملی کلیدی در افزایش رضایتمندی کاربران، وفاداری به فضا و تداوم حضور مخاطبان، نیازمندبررسی عمیق ابعاد تأثیرگذار است. این پژوهش با هدف سنجش ابعاد مؤثر بر دلبستگی به مکان در بازار قیصریه اصفهان – نمونهای شاخص از فضاهای شهری با پیشینهای تاریخی – به روش ترکیبی (اکتشافی) و با استفاده از منابع کتابخانهای و پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل ۳۸۴ نفر از کاربران فعال فضا (کسبه، خریداران، ساکنان و شاغلان) است که با روش نمونهگیری تصادفی و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. دادهها با نرمافزار SPSS26 و آزمونهای آماری تحلیل گردید. یافتهها نشاندهنده وضعیت مطلوب بازار قیصریه از منظر شاخص دلبستگی به مکان است. چهار بعد اصلی شناساییشده – هویتمکانی، دلبستگیعاطفی، وابستگی به مکان و پیوند اجتماعی – در کنار عوامل فردی و زمانی، چارچوب این ارزیابی را تشکیل میدهند. بر اساس تحلیلهای آماری، مؤلفههای عاطفه مکانی (با اولویت اول) و هویت مکانی بیشترین تأثیر را در شکلگیری حس دلبستگی داشتهاند، در حالی که وابستگی به مکان و پیوند اجتماعی با اختلافی معنادار، نقش کمتری ایفا کردهاند. این نتایج بر اهمیت غلبه ابعاد عاطفی-هویتی بر ابعاد عملکردی در فضاهای تاریخی-فرهنگی تأکید دارد و لزوم توجه به این شاخصها را در برنامهریزیهای احیا و نگهداشت بافتهای شهری آشکار میسازد. مطالعه حاضر الگویی کاربردی برای طراحی و بازآفرینی فضاهای تجاری-تاریخی ارائه میدهد که قادر است پلی میان نیازهای معاصر و اصالت مکانی برقرار کند.
طراحی شهری
لیلا رحیمی؛ جعفر جباری؛ ابراهیم خلیل عباسی
چکیده
امروزه ازدیاد جمعیت، باعث معضلات کثیری همچون جرائم مختلف، فقدان ایمنی و امنیت، بروز بحران کیفیت و ... شده-است که این امر توجه برنامهریزان و طراحان شهری را به موضوع نورپردازی به عنوان یکی از عناصر مهم بهبود کیفیت محیط شهری جلب کرده است. پژوهش حاضر با توجه به اهمیت این موضوع و ارتباط آن با رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی2، ...
بیشتر
امروزه ازدیاد جمعیت، باعث معضلات کثیری همچون جرائم مختلف، فقدان ایمنی و امنیت، بروز بحران کیفیت و ... شده-است که این امر توجه برنامهریزان و طراحان شهری را به موضوع نورپردازی به عنوان یکی از عناصر مهم بهبود کیفیت محیط شهری جلب کرده است. پژوهش حاضر با توجه به اهمیت این موضوع و ارتباط آن با رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی2، به منظور افزایش نظارت طبیعی، تشخیص چهره افراد، نورپردازی مناسب معابر و در نتیجهی آن تقلیل معضلاتی چون عدم امنیت میپردازد.هدف از پژوهش حاضر ارزیابی، مقایسه و ارائه راهحلهایی در جهت پیشگیری از جرم و افزایش امنیت با بهکارگیری مناسب منابع نور در شهرهای جدید است. برای نیل به این هدف، وضعیت کنونی فاز 1و 3 شهر جدید سهند از طریق مطالعات میدانی و اطلاعات جمعآوری شده و با استفاده از نرمافزار شبیهسازی حرفهای رلوکس نسخه 2017 و با در نظر داشتن استانداردهای ملی و بینالمللی نورپردازی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بهدست آمده نشانگر عدم نورپردازی مناسب در محدوده فاز 3 و فقدان تناسب آن با استانداردهای بینالمللی است. این مهم در فاز 1 شهر جدید سهند، مطابق با استانداردها بوده و از میزان جرائم پایینی برخوردار است. در نتیجه، در تحقیق حاضر، پیشنهادهایی برای محدوده فاز3 ارائه شده که شامل افزایش منابع نور معابر، تعبیه منابع نور در مقیاس انسانی، افزایش میانگین شدت روشنایی افقی و عمودی و توجه به مکانهای مهم محدوده از جمله ورودی اصلی و کاربریهای تجاری هستند.
طراحی شهری
اصغر مولایی؛ سارا راشکی
چکیده
زبان در حوزه شهرسازی می تواند دارای واژگان دستور زبان و قواعد و مفاهیمی مربوط به مولفه های مختلف باشد که این قواعد و دستور زبان حاوی تجارب و الگوها و روش هایی در خلق فضا و توده و آفرینش مکان های عمومی و خصوصی و به طور کلی بافت شهری است که با استفاده از فرهنگ، اقلیم و فناوری های ساخت و ساز در طول زمان ایجاد شده است. این پژوهش با هدف استخراج ...
بیشتر
زبان در حوزه شهرسازی می تواند دارای واژگان دستور زبان و قواعد و مفاهیمی مربوط به مولفه های مختلف باشد که این قواعد و دستور زبان حاوی تجارب و الگوها و روش هایی در خلق فضا و توده و آفرینش مکان های عمومی و خصوصی و به طور کلی بافت شهری است که با استفاده از فرهنگ، اقلیم و فناوری های ساخت و ساز در طول زمان ایجاد شده است. این پژوهش با هدف استخراج دستور زبان طراحی شهری در بافتهای با ارزش با تاکید بر بافت تاریخی سیستان انجام شدهاست که مهمترین پرسش در این راستا این میباشد که مولفههای شکلگیری قواعد دستور زبان طراحی شهری سیستان کدامند؟ شیوه انجام این پژوهش ترکیبی از شیوه های توصیفی،تحلیلی و موردی می باشد. نتایج مطالعات مبانی نظری نشانگر آن است که مولفههای موثر بر فرم و فضای کالبدی شهر شامل مولفههای جغرافیایی، اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی، کالبدی و منظر شهری است. دستور زبان طراحی شهری منطقه سیستان متاثر از جنبه ها و متغیرهای فرهنگی و جغرافیایی هویت بخشی است که در فرم بافت تجلی یافته است. که آن را در منظر بیرونی بافت در قالب گنبدها، دریچه های مشبک، خارخانه ها و نماها می توان ملاحظه نمود. اغلب این فرم ها و اجزا و عناصر فضای کالبدی علاوه بر جنبه های اقلیمی و کارکردی دارای وجه فرهنگی هستند که سبک زندگی منحصر بفرد سیستانی متاثر از مولفه های مذکور را خلق می نماید.از دیگر الگوهای زبان طراحی شهری این منطقه چاه نیمه ها که به عنوان فضاهای عمومی و همگانی هستند
طراحی شهری
آناهیتا آزادگر؛ هانیه یوسفی شهیر
چکیده
همهگیری به معنای اپیدمی گسترده بیماریهای مسری بهطور همزمان در چندین قاره جهان است، با آغاز همهگیری کووید- 19 همه مناسبات جهانی ازجمله مسائل شهری دچار دگرگونی عظیمی شدند و با تعطیلی برخی کسبوکارها، مدارس و دانشگاهها و دیگر مکانهای عمومی، شهرها سکوتی طولانیمدتی را تجربه کردند. با توجه به اهمیت مبحث پاسخدهی فضاهای ...
بیشتر
همهگیری به معنای اپیدمی گسترده بیماریهای مسری بهطور همزمان در چندین قاره جهان است، با آغاز همهگیری کووید- 19 همه مناسبات جهانی ازجمله مسائل شهری دچار دگرگونی عظیمی شدند و با تعطیلی برخی کسبوکارها، مدارس و دانشگاهها و دیگر مکانهای عمومی، شهرها سکوتی طولانیمدتی را تجربه کردند. با توجه به اهمیت مبحث پاسخدهی فضاهای شهری (خیابانها) و ضرورت انجام چنین مطالعاتی در حوزه برنامهریزی شهری، مرتبط با شرایط ایجادشده درنتیجه بیماریهای همهگیر، مقاله پیش رو به دنبال بررسی تأثیر بیماریهای همهگیر بهطور خاص کووید- 19 بر برنامهریزی شهری و شهرسازی ازلحاظ بازنگری بر طراحی فضاهای شهری از بُعد پاسخدهی خیابانها در شرایط اوج بیماری بامطالعه نمونههای بینالمللی و تحلیل آنها با ماتریس سوات و تکنیک QSPM در راستای یافتن راهبردهایی جهت افزایش پاسخدهی این فضاها در کلانشهر تبریز در شرایط ویژه ذکرشده است. تجزیهوتحلیل شاخصهای موردنظر، بر اساس روش در پیشگرفته شده این پژوهش نشان داد که رویکرد، جهت بهبود شرایط خاص همهگیریها در این حوزه باید با توجه بیشتر به نقاط قوت موجود و بهرهبرداری از فرصتها دنبال شود، همچنین مؤلفههای فاصلهگذاری، محدود کردن دسترسی سواره، تقویت حالتهای فعال و افزایش دسترسی به فضاهای سبز بهعنوان مؤثرترین شاخصهای این پژوهش معرفی میشوند.