نوع مقاله : مقاله علمی و پژوهشی
نویسندگان
1 استاد دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
2 استادیار دانشگاه بجنورد،بجنورد،ایران
3 پژوهشگر دکتری شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
چکیده
توده و فضا به عنوان دو عنصر کلیدی در طراحیشهری، نقش مهمی در شکلگیری محیطهای ساخته شده ایفا میکنند. بااین-حال، در بسیاری از پروژههای مسکن مهر و ملی، به دلیل اولویتدهی به ساخت سریع و کمهزینه، کیفیت فضاهای عمومی و تعاملاتاجتماعی ساکنان نادیده گرفتهشدهاست. این پژوهش با بررسی نمونههای مختلف در شهرهای ایران نظیر سهند، بجنورد، گلبهار، شیروان، رشت، پولادشهر و گلمان به دنبال شناسایی الگوهای غالب در سازماندهی تودهها و فضاها و تأثیر آنها بر کیفیت-زندگی ساکنان است. پژوهش حاضر به لحاظ روش یک مطالعهی تطبیقی میباشد. روش گردآوری اطلاعات بصورت مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی و پرسشنامه در بازه زمانی یکسان صورتگرفتهاست. تحلیل اطلاعات از طریق نرمافزارSPSS26 و با بهره از روش میانگین امتیازات و آزمون فریدمن، انجام شد. با توجه به نتایج بدست آمده، الگوی طراحی و ساخت طرحهای مسکن مهر و ملی در شهرهای مختلف ایران از یک چارچوب واحد تبعیت کردهاست. با توجه به سه مولفه کالبدی-فضایی، عملکردی و منظر-زیبایی نمونههای بررسیشده از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند. بهطوری که پولادشهر در مولفههای کالبدی-فضایی و منظر-زیبایی با کسب امتیازات 3.4 و 3.05 بیشترین امتیاز را دارد. شهر رشت نیز با کسب امتیاز 3.26 در مولفهی عملکردی دارای بیشترین امتیاز است. با توجه به نتایج نهایی بدستآمده، پولادشهر به نسبت سایر شهرهای مورد مطالعه بهترتیب در جایگاه اول و گلمان در رتبه آخر قرار گرفتهاست. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای بازنگری در سیاستهای طراحی و بهبود کیفیت فضایی پروژههای توسعه مسکن در ایران، مورد استفاده قرار گیرد.
تازه های تحقیق
مسکن به عنوان یکی از نیازهای بنیادین انسان، نقش محوری در تأمین امنیت و رفاه وی ایفا میکند. با این حال، طرحهای توسعه مسکن در ایران، به ویژه طرحهای مسکن مهر و ملی، با چالشهایی در زمینه کیفیت فضاهای عمومی و تأمین نیازهای اجتماعی ساکنان مواجه هستند. این پژوهش با هدف بررسی الگوهای غالب در طراحی توده فضای طرحهای مسکن مهر و ملی و یافتن راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان انجام شده است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش حاضر ابتدا به مرور اسناد علمی پرداخته شد، سپس با استفاده از روشهای کیفی و کمی اطلاعات جمعآوری شده تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیلهای کیفی بر وجود بخشی از مسائل در مسکن مهر و ملی تاکید داشتهاست. با توجه به بررسیها و کدگذاریهای انجام شده مفاهیم اصلی را میتوان در حوزهی مولفههای کالبدی، عملکردی و منظر و زیبایی شناختی دستهبندی کرد. با توجه به شکل 23 موقعیت قرارگیری و دسترسی به مراکز خدماتی، درمانی، و تجاری و کیفیت زیرساختهای شهری، مفاهیم اصلی شناسایی شده در مولفه عملکردی میباشد. همچنین در مولفه کالبدی شاخصهایی چون کیفیت تسهیلات خانه، مساحت، جهتگیری تودهها و نورگیری بنا، کیفیت اجرا و ساخت مسکن از دیدگاه مردم حائز اهیمت بوده و پایین بودن کیفیت هر یک از آنها باعث ایجاد نارضایتی در بین ساکنان شدهاست. عدم توجه به طراحی فضا، عدم استفاده از مبلمان مناسب در مجتمعهای مسکونی، عدم تخصیص فضای سبز مناسب، عدم توجه به الگوی طراحی نمای ساختمانها از جمله مفاهیم مورد تاکید از دیدگاه ساکنان میباشد.
با توجه به بررسیهای کمی صورت گرفته نتایج این پژوهش نشان میدهد که الگوی طراحی و ساخت طرحهای مسکن مهر و ملی در شهرهای مختلف ایران از یک چارچوب واحد تبعیت کرده است. بررسیها حاکی از آن است که در این طرحها، به مؤلفههای کلیدی همچون عملکرد، ویژگیهای کالبدی-فضایی و جنبههای منظر و زیباییشناختی توجه کافی صورت نگرفته است. از این کاستیها بهطور مستقیم منجر به شکلگیری نارساییها و چالشهایی در تحقق اهداف کیفی این طرحها شده و بر کارآمدی و کیفیت زیستپذیری این نوع مسکن تأثیر منفی گذاشته است. به طوری که در طرح مسکن پولاد شهر امتیازات بدست آمده در مولفههای کالبدی و منظر در حد متوسط تا نسبتا مناسب بوده و به ترتیب در این مولفهها امتیازهای 3.4 و 3.05 را کسب کردهاست. از طرفی به لحاظ مولفهی عملکردی شهر رشت با کسب امتیاز 3.26 بهترین وضعیت را نسبت به سایر شهرها داشتهاست. در نتیجه میتوان اذعان داشت که شهرهای مورد مطالعه هیچکدام در سطح مناسبی قرار نداشته و از این جهت نیازمند توجه میباشد. با توجه به رتبهبندی صورت گرفته پولادشهر با توجه به مولفههای کالبدی- فضایی، عملکردی و منظر- زیبایی در جایگاه نخست قرار گرفتهاست. همچنین شهرهای رشت، شیروان و سهند به ترتیب در جایگاههای دوم تا چهارم جای دارند. شهرهای گلبهار و بجنورد نیز به طور مشترک در جایگاه پنجم و شهر گلمان نیز در جایگاه ششم قرار گرفتهاست. مجتمعهای مسکونی باید با در نظر گرفتن عدالت فضایی برای تمامی اقشار جامعه طراحی شوند. جهتگیری نامناسب کالبدی و عدم توجه به شرایط اقلیمی میتواند منجر به مشکلاتی در آسایش ساکنان شود. همچنین، نیازهای ویژه گروههای آسیبپذیری همچون کودکان و سالمندان باید مورد توجه قرار گیرد، تا فضای مطلوبی برای آنها فراهم شود. سایهاندازی بناها و اشرافیت نیز میتواند به کاهش حریم خصوصی ساکنان بینجامد، در حالی که نورگیری نامناسب و امنیت پایین باعث کاهش کیفیت زندگی میشود. به علاوه، باید از فضاها بهرهوری بهتری صورت گیرد تا از پتاسیلهای اجتماعی و فرهنگی مجتمع به نحو احسن استفاده شود.
نتایج حاصل شده از تحلیلهای صورت گرفته در مطالعات حاضر، با نتایج برخی از پژوهشهای قبلی مطابقت داشته و پایین بودن سطح کیفیت ساخت در اثر عدم توجه به طراحی فضا و نیازهای مردم را تاکید مینماید (حق روستا و همکاران، 1403؛صداقتی و همکاران، 1403؛ جعفری و پورجوهری، 1402؛ پویافر و همکاران، 2023؛ بهادر و باور، 2022 ؛ کووراو، پاتیل و کومار، 2024). به منظور بهبود شرایط حال حاضر و بهرهگیری از تجربیات گذشته در طرحهای آینده، ضروری است که از حداکثر ظرفیت فضا استفاده شده و طرحهای پیش اندیشیده شدهای برای طراحی بهینه فضاهای مسکونی اعمال گردد (آنچنان که به نظر می رسد به صورت بالقوه این پتانسیل در نمونه های موردی بررسی شده، وجود دارد و فضا قابلیت طراحی برای ارتقا و افزایش ابعاد انسانی توسعه و خلق محیط های مسکونی را دارد). لذا نتایج این پژوهش میتواند در برنامهریزی، طراحی و ساخت طرحهای توسعه مسکن در قالب طرحهای مسکن مهر و ملی یا هر طرح دیگری برای برنامهریزان و طراحان شهری قابل استفاده باشد. همچنین باعث افزایش کیفیت فضاهای شهری در طرحهای توسعه مسکن در ایران شود. از محدودیتهای این پژوهش میتوان به بخش گردآوری دادهها و برداشتهای میدانی اشاره نمود .در نهایت سنجش تاثیرات الگوهای توده فضا بر قیمت زمین در طرحهای مختلف توسعه مسکن را میتوان به عنوان پیشنهاد به منظور انجام پژوهشهای آتی مطرح کرد.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
Analysis of the Spatial Mass Pattern in Housing Development Projects in Iran: A Study of Mehr Housing Plans and the National Housing Movement
نویسندگان [English]
- mohammad taghi pirbabaei 1
- Atefeh Sedaghati 2
- Mohammadreza Ezzati Mehr 3
1 professor at Islamic art university of Tabriz
2 assistant professor at university of bojnord
3 PhD Candidate in Urban Planning, Tabriz Islamic Art University, Tabriz, Iran
چکیده [English]
Mass and space, as two key elements in urban design, play a significant role in shaping built environments. However, in many Mehr and National Housing projects, prioritization of rapid and low-cost construction has overlooked the quality of public spaces and residents' social interactions. This research, by examining various examples from Iranian cities such as Sahand, Bojnord, Golbahar, Shirvan, Rasht, Fooladshahr, and Golman, seeks to identify the dominant patterns in the organization of masses and spaces and their impact on residents' quality of life. The present study is a comparative analysis. Data collection was conducted through library studies, field observations, and questionnaires within a unified timeframe. Data analysis was performed using SPSS26 software, employing the mean scores method and Friedman test. According to the results, the design and construction patterns of Mehr and National Housing projects in different Iranian cities follow a unified framework. Considering the three dimensions of physical-spatial, functional, and aesthetic-landscape, the evaluated cases were found to be suboptimal. For instance, Fooladshahr scored the highest in the physical-spatial and aesthetic-landscape dimensions, with scores of 3.4 and 3.05, respectively. Similarly, Rasht scored the highest in the functional dimension with a score of 3.26. Based on the final results, Fooladshahr ranked first among the studied cities, while Golman ranked last. The findings of this research can serve as a foundation for revising design policies and improving the spatial quality of housing development projects in Iran.
کلیدواژهها [English]
- Mass-Space
- National Housing
- Mehr Housing
- Physical-Spatial
- Functional
- Aesthetic-Landscape
توده و فضا به عنوان دو عنصر کلیدی در طراحی شهری، نقش مهمی در شکلگیری محیطهای ساخته شده ایفا میکنند. با این حال، در بسیاری از پروژههای مسکن مهر و ملی، به دلیل اولویتدهی به ساخت سریع و کمهزینه، کیفیت فضاهای عمومی و تعاملات اجتماعی ساکنان نادیده گرفته شده است. این پژوهش با بررسی نمونههای مختلف در شهرهای ایران نظیر سهند، بجنورد، گلبهار، شیروان، رشت، پولادشهر و گلمان به دنبال شناسایی الگوهای غالب در سازماندهی تودهها و فضاها و تأثیر آنها بر کیفیت زندگی ساکنان است. پژوهش حاضر به لحاظ روش یک مطالعهی تطبیقی میباشد. روش گردآوری اطلاعات بصورت مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه در بازه زمانی یکسان صورت گرفتهاست. تحلیل اطلاعات کیفی از طریق کدگذاری مصاحبههای صورت گرفته با ساکنان و تحلیل اطلاعات کمی نیز از طریق نرمافزارSPSS26 و با بهره از روش میانگین امتیازات و آزمون فریدمن، انجام شد. با توجه به نتایج بدست آمده، الگوی طراحی و ساخت طرحهای مسکن مهر و ملی در شهرهای مختلف ایران از یک چارچوب واحد تبعیت کرده است. با توجه به سه مولفه کالبدی-فضایی، عملکردی و منظر-زیبایی نمونههای بررسی شده از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند. بهطوری که پولادشهر در مولفههای کالبدی-فضایی و منظر-زیبایی با کسب امتیازات 3.4 و 3.05 بیشترین امتیاز را دارد. شهر رشت نیز با کسب امتیاز 3.26 در مولفهی عملکردی دارای بیشترین امتیاز است. با توجه به نتایج نهایی بدست آمده، پولادشهر به نسبت سایر شهرهای مورد مطالعه به ترتیب در جایگاه اول و گلمان در رتبه آخر قرار گرفتهاست. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای بازنگری در سیاستهای طراحی و بهبود کیفیت فضایی پروژههای توسعه مسکن در ایران، مورد استفاده قرار گیرد.